آشنایی با کاشی و سرامیک

سنگ ها به صدا درمی آیندhttp://www.rezamousavi.com/gallery/mark.php?path=photos_20080530133758.jpg

منشأ سفالگری- باستانی ترین هنر بشر- به ده هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی گردد. این هنر زیبا در واقع سر منشأ هنر تولید کاشی و سرامیک های امروزی است که در پی گذشت زمان با اختراع کوره و چرخ کوزه گری و رنگ آمیزی و لعاب کاری به شکل امروزی درآمده است. اولین کوره های پخت سفال ۶ هزار سال پیش از میلاد مسیح به وجود آمدند و آغاز لعابکاری نیز به ۵ هزار سال پیش بازمی گردد. بعد از اسلام ظروف سفالی و سرامیکی کم کم جایگزین ظروف فلزی شدند و صنعت سفال و کاشی به تدریج جایگاه تازه ای در ضدآب کردن دیوار حمام ها، حوض ها وحتی آرایش محراب مسجد ها یافت. امروز نیز کاشی های سرامیکی، سطوح مکان های بهداشتی در داخل منازل و بیمارستان ها را در برگرفته اند و به علت تنوع طرح و اندازه و مقاوم بودن شان در اکثر فضاهای عمومی و خصوصی مورد استفاده قرار می گیرند. از کاشی های دیواری برای حفظ بهداشت و رطوبت در آشپزخانه، محیط های بهداشتی و حمام و دست شویی استفاده می شود و از کاشی های کف به علت ضدسایش بودن و مقاومت حرارتی و الکتریکی بالا در آشپزخانه حمام ها، آزمایشگاه ها و... بهره می گیرند...
● قدم اول برای آشنایی
کاشی های سرامیکی صفحه های نازک سرامیکی در اندازه های مختلف هستند که در دیوارها و کف مورد استفاده قرار می گیرند. محدوده اندازه آنها از ۹ سانتی متر تا ۱ متر است و ضخامت آنها نیز از ۵ میلی متر برای کاشی های دیواری شروع و به ۲۰ تا ۲۵ میلی متر برای کاشی ها با قالب های بزرگ می رسد. لغت سرامیک به طبیعت موادی اشاره دارد که به وجود آورنده کاشی هستند و به طور سنتی سرامیک از مخلوط کردن سفال، شن و دیگر مواد طبیعی حاصل می شود. بعد از آماده سازی این ترکیبات قالب بندی شده و در حرارت بالا پخت می شوند. فرآیند پخت ساختار مواد را تغییر داده و سبب سختی، افزایش قدرت فیزیکی و پایداری فیزیکی و شیمیایی آنها می شود.
کاشی های سرامیکی به دو شکل لعاب دار و بدن لعاب وجود دارند. کاشی های لعاب دار سطحی دارند که به وسیله یک لایه شیشه ای رنگی پوشانده شده است. این نوع کاشی ها هم زیبا هستند و هم ویژگی های فنی خاصی نظیر سختی و مقاومت در برابر آب را دارند. از این نوع کاشی ها بیشتر برای تزیینات داخل و خارج ساختمان و همچنین برای بهداشت و عایق رطوبت استفاده می شود.

ادامه نوشته

هنر زیبا یا زیبایی هنری    

هنریت هنر چگونه قابل تبیین است؟


http://www.2rnaz.com/khabar/image002.jpg

زیبایی چیست؟ چه چیزی زیبا توصیف می‌شود؟ آیا زیبایی وجودی خارجی دارد یا این که امری ذهنی است؟ آیا زیبایی مطلق است بدین معنا که یک پدیده زیبا برای همگان و همیشه زیبا است؟ رابطه هنر و زیبایی چیست؟ آیا انسان برای شناخت زیبایی نیاز به توان و قوه ویژه‌ای دارد؟
اهالی فلسفه بویژه آنان که به فلسفه هنر دلمشغولند در باب امر زیبا و این دست از پرسش‌ها بسیار تدقیق و مداقه کرده‌اند. فلاسفه سعی دارند علاوه براین که قواعد و اصول زیبایی را استخراج ‌کنند، حقیقت و مشخصات امر زیبا را نیز تبیین و توصیف کنند. این حوزه از فلسفه که به تحلیل زیبایی و چیستی امر زیبا می‌پردازد، زیبایی‌شناسی (aesthetics) نام دارد. در واقع زیبایی‌شناسی در کنار منطق، اخلاق، متافیزیک و شناخت‌شناسی یکی از شاخه‌های پنجگانه کلاسیک فلسفه به شمار می‌رود. زیبایی‌شناسی به عنوان مقوله‌ای فلسفی در قرن هجدهم ظهور یافت اما بی‌شک اندیشیدن درباب پرسش‌های زیبایی شناسانه به پیش از این و احتمالاً به دوران باستان باز می‌گردد.
زیبایی‌شناسی در مقام تعریف، نظریه‌ای است در باب زیبایی که هر دو جنبه زیبایی یعنی زیبایی طبیعی و زیبایی هنری را در بر می‌گیرد. دانش زیبایی‌شناسی در باب تأثیر زیبایی بر مخاطب (زیبایی شناسی انگیزشی)، روند آفرینش هنری (زیبایی‌شناسی آفرینشی)، بستر پذیرش هنر از سوی جامعه (زیبایی‌شناسی پذیرشی) و همچنین درباره شرایط داوری‌های ارزشی و سلیقه‌ای زیبایی‌شناسانه تحقیق و کنکاش می‌کند.
در زیبایی‌شناسی هنر، سه نظریه اصلی و محوری برای تبیین و تعریف هنر وجود دارد؛ بازنمایی، فرانمایی و فرم.
ادامه نوشته

خوشنویسی هم .........

از خط میخی تا زیبایی نستعلیق

http://www.bihejab.ir/user_files/s3.jpg

باستان شناسان معتقدند که احتمالا انسانهای اولیه علامتهای مکتوب را به منظور حفظ حکایتهای خود و تاریخ نویسی ابتدایی به کار گرفته اند.
ده ها هزار سال است که طرح گونه ها، علامتها و اشکال به عنوان وسیله ای برای ارتباط پیامهای ساده بین انسانها به کار می رود. تاریخچه خط و الفبا فرایندی طولانی دارد و این فرایند به کندی و با پیچیده گی پیش رفته است. تا جایی که اسناد نشان می دهد، خط و نوشتار در "میان رودان" یا همان بین النهرین (MESOPOTAMIA)، سرزمین بین دو رودخانه دجله و فرات، آغاز شد. این سرزمین که از خلیج فارس تا بغداد امتداد دارد، در حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح به دو ناحیه سومر (SUMER) در جنوب و کلده (AKKAD) در شمال تقسیم می شد.
ادامه نوشته

نقاشیخط

خط . نقاشی و خلاقیت همه در کنار هم 

http://www.kelkkhial.com/i/attachments/1/1326632467111774_large.jpg

نقاشیخط شیوه‌ای است در نقاشی مدرن و خوشنویسی معاصر ایرانی که به تدریج از در دهه سی و چهل خورشیدی توسط برخی از خوشنویسان و نقاشان ایرانی شکل گرفت و تاکنون به حیات خود در عرصه هنر معاصر ادامه داده و در بسیاری از کشورهای منطقه نیز پیروانی یافته‌است. آنان به ترکیبی از خطاطی و نقاشی دست زدند از این رو به این شیوه گاهی خطاشی و خط نقاشی هم می‌گویند.

ریشه‌های خوشنویسی را می‌توان در شیوه‌های تفننی خوشنویسی ایرانی مانند خط توأمان٬ خط متعاکس٬ خط مسلسل٬ طغرا و مانند آنها مشاهده کرد و جلوه‌های پر فروغی از نقاشیخط را در شیوه سنتی گلزار و یا در آثار هنرمندانی از دوره قاجار مانند ملک‌محمد قزوینی و یا اسماعیل جلایر موجود است اما شاید بتوان گفت مکتب سقاخانه در نقاشی معاصر ایران خاستگاه اصلی زیباشناسی و نوآوری معاصر، در خوشنویسی و پیدایش نفاشیخط بوده‌ است. در دوران پس از انقلاب، خوشنویسی با اقبال زیادی از سوی جوانان مواجه شد آنان در عرصه‌های مختلف اعم از شیوه‌های سنتی و یا تلاش برای ایجاد خلاقیت‌های نوین با هم به رقابت پرداختند. در این عرصه روند نقاشیخط هم شاهد تجربه‌های متفاوت و گسترده‌ای شد.

فرامرز پیلارام، رضا مافی، حسین زنده‌رودی، نصرالله افجه‌ای و محمد احصایی در پیدایش و پیشبرد این هنر در ایران موثر بوده‌اند. رضا مافی در هنر نقاشیخط به حق پیشگام بود و در این زمینه به موفقیت بزرگی نائل آمد و برخی او را اولین هنرمند خوشنویسی می‌دانند که بر بوم نقاشی، خط نوشته‌است. او از نخستین کسانی بود که به هنر نقاشیخط روی آورد. او تحت تاثیر از مکتب سقاخانه اولین خطاطی بود که با رعایت اصول سنتی خط، آن را در نقاشی مدرن ایران مورد استفاده قرار داد.

برخی محمد احصایی را بنیانگذار نقاشیخط در ایران می‌دانند چرا که او از حروف به عنوان وسیله‌ای برای بیان استفاده کرد.او که خوشنویسی توانا بود و در کار نقاشیخط و ارائه و توسعه آن بیش از دیگران پایمردی کرد و تاکنون در عرصه داخلی و بین‌المللی درخشیده‌است
ادامه نوشته

آشنایی با سبک آبستره

آبستره جلوه‌ای از هنر نوگرا (انتزاعی)

یکی از اقدامات متهورانه که در نقاشی قرن بیستم به وقوع پیوست، نهضت هنر «آبستره» بود. عده‌ای لغت «آبستره» را به معانی «انتزاع و تجرید» تعبیر و معنی می‌کنند و معتقدند که کلیه‌ٔ آثار انتزاعی و تجریدی، معنی ترجمه‌شده‌ای از کلمه‌ٔ آبستره هستند در حالی‌که چنین نیست؛ می‌توان گفت هنر  «آبستره» به آن‌گونه آثاری گفته می‌شود که بسیار مجهول و نامحسوس و غیر قابل پیش‌بینی و به‌دور از انتظار مخاطبان است و در این خصوص یکی از معروف‌ترین مفسرین و مبلغین هنر آبستره «میشل سوفِر» فرانسوی گفته است: «من هنری را آبستره می‌نامم که یادآور هیچ‌گونه واقعیت شکلی نباشد، حتی اگر نقطه‌ای باشد که هنرمند از آن آغاز به کار کرده باشد.»

کلیهٔ آثار آبستره از نوع نقاشی، صرفاً برای دیدن و تماشا کردن و از نوع آثار حجمی، صرفاً برای لمس کردن نه برای لذت بردن و به خاطر سپردن ساخته می‌شوند؛ بنابر این هیچ‌یک از مخاطبان نباید در مواجههٔ این آثار انتظار رؤیت یک صفت اخلاقی یا یک فضیلت معنوی را داشته باشند؛ زیرا هنرمندان این‌گونه آثار بدون در نظر گرفتن هیچ‌گونه قصد و موردی به خلق آن دست می‌زنند به همین دلیل آثار آبستره هرگز مشمول نقد منطقی نمی‌شوند، چون از یک ذهن و فکر منطقی تراوش نکرده‌اند که انتظار چنین نقدی از آنان برود. هنرمندان آبستره‌ساز هرگز نمی‌دانند که (چرا و چگونه) به این اثر رسیده‌اند ولی هنر انتزاع و تجرید، دارای هدف و مقصودی کاملاً معنی‌دار و غایتی اخلاقی-انسانی است. «انتزاع» مصدر اسم فاعل منتزع بوده و به معنی «جدا شدن و خلاصه شدن» است، از همین رو با معنی تجرید می‌تواند مفهوم نزدیک داشته باشد؛ چون تجرید نیز به معنی «مجردشدن، رها بودن و تنهایی جستن» است و به لحاظ اخلاقیات انسانی هنر انتزاعی دارای غایات انسانی بوده و پویشی هدفمند دارد. باید یادآور شوم که هنرهای انتزاعی و تجریدی، از جمله آثار مادی بوده به همین لحاظ، دنیوی بودن این‌گونه آثار کاملاً مشخص و معلوم است. در کل، هنرهای انتزاعی به آثاری‌ گفته می‌شود که قصد دارند فرم یا شکل مورد نظرشان را تا به حدی خلاصه و تجزیه کنند که از اسم اصلی آن شى‌ء دور نشوند و قبل از این‌که آن شىء مورد نظر به نهایت خلاصه شدن برسد، دست از کار می‌کشند و دیگر آن شىء را خلاصه و تجزیه نمی‌کنند.

هنر «آبستره» به دو دوره‌ٔ تاریخی تقسیم می‌شود. دورهٔ ابتدایی آن از سال 1910.م آغاز شد و تا سال 1916.م ادامه یافت. در این مرحله هنر آبستره شامل یک روند ضد طبیعت بود. دورهٔ بعدی از سال 1917.م شروع گردید و با جنبش «دستایل هلند» همراه شد و تا به حال راه ویژهٔ خود را پیموده است. اولین اثر نقاشی آبستره در سال 1910.م توسط هنرمندی روسی به نام «واسیلی کاندینسکی» (1866-1944 م.) به‌وجود آمد.

http://image.made-in-china.com/2f0j00sCGEiRvaOWkh/Abstract-Oil-Painting-New-Design-ADB0089-.jpg
ادامه نوشته

نگاهی به هنر مدرن

زیبایی دیگر واجب نیست !!!

"هنر هرچه بيشتر بكوشد از نظر فلسفي روشن باشد، بيشتر مرتبه‌ي خود را پائين مي‌آورد"

* رفاه رقابی

براي درك بيشتر آثار هنرمفهومي، نيازمندآنيم كه مفاهيم اساسي هنر قرن بيستم و پايه‌هاي فلسفي رشد چنين مفاهيم نوئي را بررسي كنيم.

تاريخ فرهنگ و انديشه را از آغاز تاكنون مي‌توان به سه دوره‌ي سنت‌گرايي، تجددگرايي (مدرنيسم) و پساتجددگرايي (پست مدرنيسم) تقسيم كرد. وقتي‌كه اكنون به گذشته مي‌نگريم، تمام دوران قبل از مدرنيسم، دوره‌ي سنت‌گرايي محسوب مي‌شود و پس از آن دوره‌ي تجددگرايي است.

به بيان چارلز جنكس (بنيان‌گذار اصطلاح پست مدرن)، يكي از چرخش‌هاي كليدي به سوي جهان پست مدرن، تغييري در شناخت‌شناسي، درك معرفت و چگونگي رشد و ارتباط آن با ساير فرض‌هاست. اين چرخش نه تنها بر پيوستگي‌هاي طبيعت، بلكه بر ماهيت وابسته‌ي زماني و فرهنگي‌ معرفت نيز تأكيد دارد.

http://images.firooze.ir/abstract_003_f.jpg


ادامه نوشته

معجزه رنگ ها

دانستن نکته های زیر، درباره استفاده بهینه از رنگ ها، مفید است:

 

برای لاغر شدن، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید؛ رنگ آبی، اشتها را کم می کند.

 

اگر مضطرب هستید و فشار عصبی، طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز، استفاده کنید؛ رنگ سبز، آرام بخش است و فشار خون را کاهش می دهد.

 

اگر هم بی حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی، را انتخاب کنید؛ هنگام استحمام صبح گاهی، از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید؛ رنگ نارنجی، بی حالی شما را از بین می برد.

 

اگر از کم خونی رنج می برید، میوه های قرمز رنگ، مانند گیلاس و توت فرنگی میل کنید. هم چنین می توانید از گوشت قرمز نیز استفاده نمایید.

 

افراد افسرده، لباس زرد رنگ بپوشند، غذایهای زرد بخورند و رنگ زرد، را اطراف خود بجویند؛ رنگ زرد، سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می شود.

 

اگر کم خواب هستید، وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش، درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید؛ رنگ بنفش، آرامش دهنده و خواب آور است.

 

اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی، استفاده کنید؛ رنگ نیلی کمک می کند تا بهتر بیندیشید.

http://s1.picofile.com/file/7276827525/0_102600001293945293_dordone_com.jpg

آشنایی با هنر نقاشی

نقاشی، هنر بیان ایده‌ها و عواطف است.

نقاشی یا نگارگری فرآیندی است که طی آن رنگ بر روی یک سطح مانند کاغذ یا بوم ایجاد نقش می‌کند و فردی که این فرآیند توسط او انجام می‌گیرد نقاش نام دارد، به‌خصوص زمانی که نقاشی حرفهٔ شخص باشد.

این هنر،با آفرینش کیفیت های زیبایی شناختی معین در یک زبان بصری دو بعدی نیز تعریف می شود.

به باور کارشناسان، هنر نقاشی از دیر باز وظایفی مانند روایت،مستند نگاری،داستان پردازی و تبلیغ را بر عهده داشته است، ولی از اواخر قرن نوزدهم با وا نهادن این وظایف به خلوص و استقلال بیانی دست یافته است.

به هر حال هنرمند نقاش پیام بصری خود را بر اساس کیفیت های حسی،عاطفی، امکانات بیانی،محدودیت های موضوعی و توانایی های تکنیکی بیان می کند.

تنوع سبک های نقاشی نیز نتیجه تاثیر همین عوامل است.

آنچنان که گفته شده، قدمت نقاشی که از اصلی ترین رشته های هنرهای تجسمی است، در میان انسان ها، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است.

تاریخ هنر نقاشی نیز به زمان غارنشینی باز می‌گردد.

قدیمی‌ترین نقاشی‌ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل است، در "گروته شاوه" فرانسه قرار دارد.

این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها،کرگدن ها،شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می‌دهند.

اینها نمونه‌هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند.

امروزه بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روش های غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می‌شوند وجود دارد.

از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا، نور، آتش بازی، چاپگرجوهرافشان، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگ های آمیخته با زرده تخم مرغ را به کار می برند، یکسان هستند.

در نتیجه به اغلب کارهای هنری، نقاشی گفته می‌شود

http://img1.tradeget.com/emily213%5CGT3299KH1classical_people_oil_painting001.jpg

ارتباط معماری و موسیقی

 ارتباط معماری و موسیقی

یکی از اروسیهای تکیه معاون الملک

همه هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند، چراکه منشا همه آن ها تجلی زیبایی است.

 این زیبایی در معماری و مجسمه سازی به شکل نسبت های طول وعرض و ارتفاع اتفاق می افتد. در یک چهره، تناسبات هستند که زیبایی می آفرینند. گاهی هم تناسبات رنگ ها باعث ایجاد زیبایی می شوند که در آنجا هم مجموعه فرکانس های نوری، تناسبات دل پذیری را به وجود می آورند.

 در موسیقی هم نسبت های صوتی به زیبایی منجر می شوند؛ نسبت هایی که به تناسب می رسند. تناسب گاهی در وجه دیداری است و گاهی در وجه شنیداری. در مورد بویایی و بساوایی هم چیزهایی ذکر می شود، بنابراین همه هنرها یک وجه دارند و آن وجهی است که با هندسه دل ما از قبل طراحی شده است.



 ما روی یک پاره خط به طول یک، تنها یک نقطه را پیدا می‌کنیم که موجزترین نسبت را به ما بدهد. در همه هنرها ایجاز، یکی از شروط است.

در نقطه ای که ما پیدا می کنیم، نسبت کل پاره خط به بخش بزرگ، برابر است با نسبت بخش بزرگ به بخش کوچک و این نسبت، عدد فی را به ما می دهد که اصطلاحاً به آن نسبت الهی گفته می شود، یعنی این که ما با این قاعده توحیدی مواجه هستیم که هرچیزی از یک یعنی وجه حقیقی عالم و وحدت حقیقی عالم نشات بگیرد، برای ما زیباست. بعد از عدد یک عددهای دو و سه هستند.

تمام گام های موسیقی از این دو عدد حاصل می شوند. وقتی که وارد مبحث ریتم می شویم، با دوضربی یا سه ضربی مواجه هستیم. اصلا ریتمی ازاین قاعده خارج نیست.
 وقتی ریتم ترکیبی می شود، حاصل ضرب عددهای دو و سه است و موقعی که ریتم مختلط می شود، حاصل جمع این دو عدد است (البته با ترتیب های متنوع و مختلف). وقتی ما از یک که نقطه توحیدی عالم است به سمت کثرت حرکت می کنیم، ابتدا با دو و سه مواجه هستیم.

در معماری هم با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید و این تناسبات در اکثر آثار بزرگ معماری وجود دارد. جالب اینکه این تناسبات در بدن انسان، آناتومی پرندگان و درختان و همه جای طبیعت به همان نسبت الهی وجود دارد.

ادامه نوشته

موسیقی و معماری

معماری موسیقی مجسم:


 گوته روزی گفته بود: " یک فیسلوف برجسته، از معماری به مثابه ی موسیقی منجمد سخن می‌گوید."

 ادعای او باعث شد بسیاری اظهار عدم رضایت کنند.



همان گونه که در موسیقی، اجرای نت روان، سیال و متصل ( = لگاتو ) و یا اجرای مقطع و ناپیوسته نت ها (= استاکاتو ) داریم،
در بافت موسیقی نیز معماران درصورت ساختمان و نصب بازشوها (=نت ها) با فواصل گوناگون،

گاهی هم چون هنر گوتیک درجستجوی کاهش آرتیکولاسیون به واسطه ی تداوم بوده اند و گاهی نیز هم چون اکسپرسیو نیسم آلمان در آغاز قرن بیستم در جست و جوی پیوستگی و تداوم کامل ( = لگاتو )http://www.taciran.ir/website/gallery/iran/kermanshah/tekie-moaven-al-molk-2-l.gif
ادامه نوشته

عمران یا معماری مسئله این است .......

دیدم مهندسان عمرانی که اصلا رشته ی معماری رو قبول ندارن و برداشتهای غلط نسبت به معماری دارن و دیدم معمارانی رو که نسبت به عمرا ن دید بدی دارن یکی میگه کاری که مهندس عمران انجام می ده ما می تونیم انجا بدیم یکی میگه کاری که مهندس معمار انجام میده ما هم می تونیم انجام بدیم
خلاصه این که دوطرف ادعا می کنند که نسبت به طرف مقابل سرترن نمی دونم آیا مسئله سر اینکه کدوم یکی بهتر از اون یکی ................ یا شاید این دوتا مکمل هم اند ................... نمی دونم ..........اگه یکی بهتر از یکی دیگه ست چرا.............

اگه مکمل هم اند چرا................

اصلا معماری جزو رشته های مهندسی هستش یا یک نوع هنره به قول یکی از استادم میگفت استادی داشتم که اصلا خوش نمی اومد که یکی بگه مهندس معمارام. فقط بگین معمارام...............

معماری یعنی چه!؟
معماری از دیدگاه معماران



لوکوربوزیه:معماری یعنی ساخت و تداخل احجام در زیر نور

و معماری در تعریف نمی گنجد

فرانک لوید رایت: معماری محدود کردن فضاست.

معماری استاتیک و دینامیک کردن فضاست (فرمی و

عملکردی).

تادائو آندو:معماری هنر انسجام جهان از طریق هندسه است.

پیتر آیزنمن:معماری سرپناه؛محافظ هستی و آخرین سنگر

مکان.

میس وندروهه:هویت بخشی به فضا.

...

به نظر خودم معماری یعنی عشق